ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

239

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

و مرد و تمامى آنها رقص كرده ، ساز و نوا مىنواختند . بعد از يك دو ساعت ديگر كه هنگام رفتن مردم شد ، صاحبى ايلچى از [ حضور ] پادشاه مرخص گرديده ، با همراهان و مهمانداران معاودت به منزل كرده ، استراحت نمودند . اگرچه بزرگى و وسعت و اساس و زينت و وضع اين خانهء زمستانى پادشاهى به تفصيل تمام در روز ملاحظهء ارميتاج كه ملحق به همين خانه و اساس و دستگاه پادشاهى و بعضى چيزهاى غريبه از هر جا و هر قسم در آنجا بود ، تحرير شده است ، و ديگر در اين مقام مكرر نخواهد شد . اما همين‌قدر تحرير مىشود كه در اين شب از قرارى كه تحقيق شد و به وضوح پيوسته بود ، بيست و هفت هزار شمع كافورى در اوطاقها و مكان‌هاى آن « 1 » روشن شده بود ، سواى طبقات زير و راه‌روها . مذكور مىكردند كه شبى مجلس مسخرات « 2 » در اين خانه برپا بود بيست و چهار هزار آدم در آنجا بودند كه نوشتهء مرخصى دخول در دست داشتند ، سواى خدمه و اشخاصى كه بدون نوشته در آنجا بودند . به علاوهء اينها نيز به قدر چهار پنج هزار نفر كشيك‌چيان كه هميشه در اين مكان در اوطاق و جاها مشغول كشيك هستند ، نيز مىبودند . چنانچه اين شب هم از سپاه كواردى كه بهترين و زبدهء سپاه روس است و تمامى بلندقامت و با هيأت و با لباس رنگين شمشيرهاى برهنه در دست گرفته و بعضى تفنگهاى صف‌شكن نيز در دست دارند ، به‌قدر چهار پنج هزار نفر در اينجا به‌نظر آمد . الحق اساس سلطنت و دستگاه شاهى اين پادشاه ، از هر جهات نسبت به ساير قرال‌ها برترى تمام دارد . و در اين اوقات انتظام كلى به همرسانيده است . خود پادشاه جوانى است بلندقامت و با شأن و شوكت و بسيار خوش‌رو و خوش‌كلام هميشه با تبسم تكلم مىنمايد ، اما با وجود اينكه مدت چهل سال از سن او بيشتر نگذشته فى الجمله ضعف باصره و ثقل « 3 » سامعه بهمرسانيده ، عينك بزرگى در دست دارد ، و دايم در او مىنگرد و هر كه را مىخواهد از روى آن ملاحظه مىكند و مىطلبد و تكلم مىنمايد و هر كه او را جواب مىگويد . لازم است كه اندك به آواز بلند جواب گفته باشد ، تا خوب بشنود . با اين‌همه دستگاه و اساس سلطنت به‌طريق ساير خلق لباس مىپوشد كه به هيچ‌وجه مغايرت ندارد . مگر نشانى كه به گردن و سينهء خود آويزان كرده كه از آن « 4 » شناخته مىشود كه پادشاه است ، و الا در ساير اوضاع ظاهرى فرقى با عاملهء خلق ندارد و بسيار بىساخته و بىتكبر است . چنانچه در هر اوقات كه در كوچه و راه و خانه‌ها به تنهايى گردش مىنمايد و به راه مىرود زنان و مردان به محض شناختن او « 5 » تعظيم و تكريم كرده ، تعارف مىنمايند . او هم دقيقه‌اى ايستاده ، حال‌پرسى از آنها مىنمايد و تعارف مىكند و به راه مىرود . از اين است كه تمام خلق روس او را پرستش مىنمايند و خداى ثانى خود مىدانند . به‌هرحال به‌علت وفور رأفت پادشاه ، و محبت كسان او نسبت به صاحبى ايلچى ، و وعده‌ها و نويدهائى كه مىدادند ، قدرى اميدوارى به جهت همگى ما به هم رسيده ، بعد از معاودت به منزل در عين خوشحالى استراحت نموديم .

--> ( 1 ) - متن : او ( 2 ) - متن : مصغرات ( 3 ) - متن : سقل ( 4 ) - متن : او ( 5 ) - متن : آن